X
تبلیغات
اشراق - مقاله درباره معاد.....

 تهیه کنندگان:محمد قادری. یعقوب زارع پور

رشته: حسابداری

استاد رزمی

سال تحصیلی:۸۸-۸۷

 

مقدمه:   

معاد واژه‌ی عربی است، به معنای رستاخیز يا دوباره برخاستن (پس از مرگ). باور به رستاخیز (معاد) یکی از اصول دین اسلام است. برخی معاد را تنها جسمانی یا تنها روحانی می دانند و برخی هم روحانی و هم جسمانی می دانند. (1)اعتقاد به قیامت و معاد تقریبا در اکثر دینهایی که انسانها از اول خلقت تا حالا با آن سرو کار داشتند هرچند با اختلافاتی همواره در میان مردم رایج بوده و اکثریت معتقدند که یک روزی همه مردگان زنده خواهند شد و در آنجا دیگر پس از پشت سر گذاشتن یک زندگی توام با رنج و زحمت به رفاه و آسایش مطلق روی خواهند آورد.(2)معاد در عقل و فطرت هر انساني جايگاه قابل توجهي دارد زيرا كيست كه نپرسد ويا نخواهد بداندكه: آينده انسان و جهان چه مي شود؟ پايان عمر و تلاش ما به كجا مي رسد؟ نتيجه و هدف از زندگي چيست؟آري اين سوالها براي همه مطرح است.(3)

 


1-www.fa.wikipedia.org

2-www.daneshnameh.roshd.ir

3- معاد /محسن قرائتي/ص 6

 مسأله معاد

مساله معاد كه همه ي اديان به آن تصريح كرده و پيامبران خدا با اصرار تمام،مردم را به آن هشدار داده اند تنها يك مساله تعبّدي نيست؛بلكه، عقل بر اساس حكمت و عدالت و رأفت خداوند آن را قطعي و حتمي مي داند.(1)     مسأله معاد از نظر اهميت ،بعد از مسأله توحيد مهمترين مسأله ديني و اسلامي است. پيغمبران آمده اند براي اينكه مردم را به اين دو حقيقت مومن و معتقد كنند:يكي به خدا(مبدأ)و ديگري به قيامت.(2)

مساله معاد در ميان قدماي فلاسفه

      مسأله معاد در ميان قدماي فلاسفه اصلاً مطرح نبوده،يعني اصلاً معاد را انبياء آورده اند نه فلاسفه. حتي ارسطو خودش قائل به فناي روح است و ابداً معتقد به بقاي ارواح و عود ارواح و اين حرف ها نيست و روح را يك موجود فاني و قابل فنا مي داند.حكماي اسلامي از قبيل بو علي طور ديگري معتقدند؛بو علي مي گويد كه از نظر برهان علمي و برهان عقلي،ارواح باقي مي مانند و بازگشت مي كنند به سوي خداوند و سعادت و شقاوت آن ها هم سعادت و شقاوت معنوي و عقلاني است و بعد مي گويد اين راهي است كه ما از طريق علمي مي توانيم طي كنيم؛اين قدر مي دانيم كه روح انسان فاني نمي شود و باقي مي ماند و در جهان ديگري با معذّب است يا متنّعم،ولي آن مقداري كه ما از راه دليل عقلي مي توانيم بفهميم اين است كه فقط عقل انسان باقي             مي ماند؛ساير قواي انسان هر چه هست همه معدوم مي شود.(3)

 


1-درسهايي از اصول دين/موسسه در راه حق/شماره 29/ص 5

2- معاد/مرتضي مطهري/ص13

3- معاد/مرتضي مطهري/ص23

اعتقاد به معاد

اعتقاد به معاد، نگرش انسان را به دنیا تغییر داده، دنیا را برای انسان به عنوان ابزاری در جهت نیل به اهداف والای انسانی و رسیدن به یك زندگی جاوید و همیشگی قرار می‏دهد. بر اساس جهان‏بینی توحیدی، دنیا برای انسان آفریده شده و نه انسان برای دنیا، و شخصیت انسانی بسیار والاتر و گرانبهاتر از آن است كه بخواهد خود را به متاع دنیا و جلوه‏های فریبنده آن بفروشد.اعتقاد به معاد، بینش انسان را به عالم هستی وسعت می‏بخشد و او را از تنگنای دنیا به فراخنای جهان باقی پیوند می‏دهد، و همّت او را بلندمرتبه‏تر از آن می‏گرداند كه بخواهد به تعلّقات دنیوی و مادّی خشنود شود و بدان رضایت دهد.(1)

اعتقاد به معاد در كنترل غرایز و شهوات

تا زمانی كه انسان در این دنیا استقرار دارد دلش از تمنّا و خواهش‌ها باز نمی‏ایستد، امّا وقتی در پرتو ایمان به غیب و اعتقاد به سرای باقی دریافت كه فرصت دنیا بسیار محدود و بهره آن نیز بسی ناچیز است، و حتی در قلمرویی كه به دست می‏آید نمی‏توان آن را برای همیشه حفظ كرد و خوشی‌ها و لذایذ واقعی نیز در همین ایام كوتاه خلاصه نمی‏شود، دیگر نه هر دم امواج خواسته‏های بی‏پایان بر دلش استیلا می‏یابد كه خود را به همه چیز وابسته كند و موجب انهدام خویشتن گردد و نه از این كه بیش از حد از نعمت‌ها و ثروت‌های دنیا برخوردار نشده، آزرده خاطر می‏شود. اعتقاد و باور به معاد چنان تحوّل عظیمی در روح و اندیشه انسان ایجاد می‏كند كه نه تنها از فشارهایی كه در طریق انجام مسئولیت‌ها بر او وارد می‏آید رنجی نمی‏برد، بلكه از آن استقبال می‏كند و همچون كوه در برابر حوادث می‏ایستد.(2)

 

 


1- www.tebyan.net

2- www.tebyan.net

 دلايل عقلي معاد

براي معاد چند دليل محكم مي توان آورد كه هم عقل و هم قرآن آنرا بيان فرموده است،از جمله چون خداوند عادل است بايد مهاد باشد و اگر قيامت نباشد به عدالت خداوند ضرر مي زند و مردم در برابر فرمان خدا و انبياء دو دسته هستند موافق و مخالف.از سوي ديگر در دنيا يا جزاي واقعي اعمال نيست و يا به ندرت گوشمالي هايي جزئي به چشم مي خورد،و دير يا زود خوبا و بدان از دنيا مي روند و اگر حساب و جزائي در جاي ديگري مثل قيامت در كار نباشد و با مردن همه نابود شوند پس عدالت خدا چه مي شود؟ آري چون خداوند عادل است و در دنيا هم جزائي نيست پس بايد در سراي ديگر جزا باشد.(1) 

حکمت الهى

     می‌دانیم که یکی از صفت های خداوندی، حکیم بودن است به این معنی که خداوند کارهای بیهوده انجام نمی‌دهد بلکه تمام کارهایش دارای هدف و نتیجه خردمندانه‌ای ‌می‌باشد. و از طرف دیگر نیز هدف آفرینش انسان، رسیدن آدمی به کمالات ویژه خود اوست، و از جهتی می‌دانیم که این جهان برای کمال انسان کافی نمی‌باشد چرا که زندگی انسانی در دنیا پر از انواع رنج ها و دردها و محدودیتها می‌باشد در حالی که انسان هم از لحاظ فطری و هم از لحاظ ساختار وجودیش، قابلیت زندگی همیشگی را دارد. پس با توجه به حکمت الهی، هدف خلقت انسان باید تحقق یابد یعنی انسان به کمال شایسته خود برسد از طرفی نیز متوجه هستیم که رسیدن کامل به این هدف در این جهان غیر ممکن می‌باشد بنابراین لازم است که زندگی انسانی با مرگش پایان نپذیرد چرا که در این صورت خلقتش از روی عبث و بیهوده می‌باشد(2)


1-معاد/محسن قرائتي/ص20

2- daneshnameh.roshd.ir.www

فلسفه معاد از نظر اسلام

از اديان آسماني،اسلام از همه بيشتر به معاد اهميّت داده است تا آنجا كه شايد كمتر موضوعي در اسلام به اين مقدار به بزرگي گرفته شده باشد.بيش از هزار آيه ي قرآن كريم ،ويژه معاد و زندگي پس از مرگ است ولي آياتي كه براي احكام و مقرّرات فردي و اجتماعي در قرآن آمده و به عنوان«آيات الاحكام» ناميده مي شود از پانصد آيه در نمي گذرد؛از اين رو ،اعتقاد به معاد يكي از پايه ها و اصول مقدس اسلام به شمار مي رود.(1) اسلام در باره معاد يك امر علاوه اي از ما خواسته؛يعني نخواسته ما فقط آنرا يكي از ضروريات اسلام قبول كرده باشيم خواسته كه خود ما هم مستقلاً به آن ايمان داشته باشيم.(2)   از اين رو مي بينيم آيه هايي كه در مكه نازل شده است چون براي تحكيم پايه و اساس اسلام بوده ،غالباً در باره معاد و روز قيامت و بهشت و دوزخ است. يا عذاب هاي جهنّم را بيان مي كند يا صف محشر و رسوائي ها را بازگو مي كند.يعني پيامبر(ص) در مكه اسلام را پايه ريزي مي كرد و براي اين امر از معاد ياري مي جست.(3)     معاد يعنی تجلی كردن نفس با تمام آنچه در درون خود داشته است، يعنی آنچه در زمين وجودت كاشتی قيام می‌كند. در قيامت نوشته‌های نفس به اسم شريف "الحی" حيات می‌يابند.  هر كس زرع و زارع و مزرعه خويش است؛ به عبارت ديگر مهمان سفره خود است. بسياری از آنچه در آخرت به انسان روی می‌آورد بروز و ظهور صفات و ملكاتی هستند كه انسان در مزرعه وجود خويش كاشته است.  (4)

 


 1- درسهايي از اصول دين/موسسه در راه حق/شماره 29/ص12

2- معاد/مرتضي مطهري/ص15

3-معاد در قرآن/حسين مظاهري/ ص38

4- fa.wikipedia.org.www

انگيزه انكار معاد

     گاهي انسان مي خواهد از درخت يا زميني در بيابان استفاده كند،وجدان اخلاقي و روح قوا به او مي گويد كه اين كار را نكن كه صاحبش راضي نيست او براي اينكه سر وجدان خود كلاه بگذارد،مي گويد:اين زمين ودرختان كه مالك ندارند ،تا راه را براي استفاده خود باز كند.و يا مثلاً مي گويد:فلان انسان به قدري شخص ناروايي است كه اساساً غيبت ندارد.تا بتواند هر چه دلش مي خواهد نثار او كند.گاهي مي خواهد به زنان و دختران مردم نگاه كند مي گويد:همه خواهر و برادريم تا راحت نگاه كند،وگاهي مي ترسد با طاغوت درگير شود مي گويد بايد تقيّه كرد.آري انسان چنان قدرت توجيه دارد كه خود او هم به طور ناخداگاه متوجه نيست ما اين انگيزه را كه ريشه رواني دارد گريز از مسؤوليت مي ناميم.(1)  بخشی از آیات قرآنی بر این حقیقت اشاره می‌فرماید که منکران قیامت ، هیچ دلیل عقل پسند و محکمه‌پسندی در ادعاهای خود نداشته و صرفا می‌کوشند تا قیامت و زندگی دوباره انسان را امری غیر‌معقول نشان دهند چنانچه آیات 7 و 8 سوره سبا نیز به این حقیقت اشاره نموده کسانی که کفر ورزیدند، گفتند آیا مردی را به شما نشان دهیم که شما را خبر می‌دهد که چون متلاشی شدید باز  قطعا در آفرینشی جدید خواهید بود؟ آیا  این مرد بر خدا دروغی بسته یا جنونی در اوست؟ نه بلکه آنان به آخرت ایمان ندارند در عذاب و گمراهی دور و درازند. همچنانکه می‌بینیم به جای تفکر در آیات و پاسخ دادن متناسب با آن به مغالطه روی آورده با تهمتهای ناروا، پیامبر را شخصی دروغگو و دیوانه می‌خوانند.(2)


بهانه هاي ديگر انكار معاد

بهانه ديگر مخالفان معاد اين بود كه زمان قيامت چه وقت است؟

   در سوره اسراء مي خوانيم كه پس از شنيدن جواب هايي ــــ

1-     معاد/محسن قرائتي/ص61

2-       www.daneshnameh.roshd.ir

    از رسول خدا (ص) به جاي قبول كردن با تعجب و مسخره سر خود را تكان داده و مي گفتند قيامت چه وقت است؟ غافل از آنكه تاريخ وقوع قيامت را جز خدا كسي نمي داند ولي ندانستن تاريخ هرگز دليل انكار نيست آيا اگر كسي ساعت مردن خود را نداند بايد اصل مردن را انكار كند؟ يكي ديگر از بهانه ها اين بود كه مي گفتند اگر خداوند مردگان را زنده مي كند پس تو همين الان پدران ما را زنده كن و در جاي ديگر مي خوانيم كه مي گفتند اگر شما راست مي گوييد كه قيامتي هست پدران ما را زنده نماييد. راستي كه چه تقاضايي داشتند؟انسان اگر بناي لجاجت نداشته باشد همين خواب و بيداري خود و برگ هاي نو و تازه درختان براي قبول كردنش كافي است و اگر بناي لجاجت داشته باشد بر فرض پدرش هم زنده شود مي گويد:اجداد مرا زنده كن و سپس مي گويد خود مرا جوان كن و بالاخره تقاضاي بهم ريختن دستگاه آفرينش مي كند و آخر هم ايمان نمي آورد!!(1)

شبهه آكل و مأكول

    اين شبهه پيش و پس از ميلاد مسيح(ع) و در كلمات افلاطون و علماي پس از او نيز در ميان متكلمين و فلاسفه ي اسلامي به تقريرهاي مختلفي تحرير شده است. از ميان اين تقرير ها،تقريري را كه در بر دارنده ي تمامي تقريرهاي ديگر و قدري هم رنگ علمي به خود گرفته است تحرير مي كنيم: اين دنيا از زمان حضرت آدم(ع)تا روز قيامت چند صد بار زير و رو شده است و مي شود.بنابراين،هر انسان چندين بار به اين دنيا مي آيد و باز بر مي گردد.يعني مي ميرد،سپس تبديل به خاك مي شود،و خاك مبدّل به گياه و گياه نطفه و بالاخره انسان مي شود.  در اينها آنچه دگرگون مي شود صورت است نه ماده. به عبارتي ديگر،انسان است كه گاهي گياه مي شود و گاهي حيوان.


1-     معاد/محسن قرائتي/ص61

     با اين وصف روز قيامت چه چيزي زنده مي شود؟! جسم انسان چندين مرتبه دگرگون شده،و اين ماده او چندين بار صورت هاي مختلفي را به خود گرفته است. پس شخصي كه ميليون ها سال پيش مرده و تبديل به جسمي ديگر شده و شايد چندين بار به صورتهاي متفاوتي در آمده است،آن روح واحد به كدام يك از اين اجسام تعلق مي گيرد؟البته شبهه «آكل و مأكول»از ندانستن است،نه اينكه واقعاً شبهه اي علمي باشد.ولي،با اين حال از سوي قرآن و فلاسفه به آن پاسخ گفته شده است.(1)

نظريات مختلف درباره معاد

بعضي ها گفته اند آن معادي كه با عقل مي شود قبول كرد،تنها معاد روحاني است و بس؛معاد جسماني از نظر عقل و علم قابل توجيه نيست.نمي خواهند بگويند محال است،مي گويند ما راهي براي اثباتش نداريم. يك نظر ديگر نظر محدثين است.محدثين ما معتقدند-به قول خودشان- به معاد جسماني.البته ما هم مي گوييم معاد جسماني ولي آنها به شكل خاصي تعبير مي كنند.آنها معتقدند هيچ فرقي بين دنيا و آخرت نيست غير از دفعه ي دوم بودن؛يعني همين وضع زندگي اي كه شما امروز داريد مي بينيد.ولي اينجا نظر سومي  هست كه مي گويد مشيت گزافي با توحيد سازگار نيست.اگر اين جهان جهان تكليف است،چون وضعش طوري است كه انسان در اينجا مي تواند مكلف باشدو بايد عمل كند و بايد با عمل،خودش را تكميل كند؛و اگر آن جهان جهان جزاي اعمال است،نمي شود در آنجا تكليف وجود داشته باشد،اگر مي شد در آنجا هم خداوند تكليف مي كرد.(2)   


                                                              

1-معاددر قرآن/حسين مظاهري/ص73

2-معاد/مرتضي مطهري/ص190

 

معاد جسماني

معاد جسماني به اين معنا است كه انسان با مشخصات دنيويش و همين روح و جسم در قيامت حاضر          مي شود.هم اوست كه به حسابش رسيدگي مي شود و پس از بازرسي و حساب و كتاب به دوزخ يا بهشت    مي رود. معائ جسماني همچون نماز و روزه از ضروريات اسلام است. در ميان فلاسفه اگر چه در جسماني يا روحاني بودن معاد اختلاف نظر وجود دارد و بعضي از فلاسفه ي غير اسلامي به معاد روحاني معتقدند،امّا فيلسوفان مسلمان همه معاد جسماني را امري مسلم مي دانند.بنابراين از نظر اسلام،اعم از اهل سنت،شيعه،فقهاء، فلاسفه و متكلمين«معاد» كه از اصوا دين است،جسماني است. انسان با همان تركيبي كه در دنيا دارد روز قيامت در صحراي محشر حاضر مي شود و پس از دادرسي با همان با همان هيأت به بهشت يا دوزخ مي رود.(1) نه تنها روح انسان، بلكه جسم و روح با هم در آن جهان باز مى‏گردد، و حياتى نوين از سر مى‏گيرند، چرا كه آنچه در اين جا انجام شده است‏با همين جسم و روح بوده، و پاداشها و كيفرها نيز بايد نصيب هر دو شود. در غالب آيات مربوط به معاد در قرآن مجيد، روى معاد جسمانى تكيه شده است و در برابر تعجب مخالفان كه مى‏گفتند:چگونه اين استخوانهاى پوسيده به حيات مجددى باز مى‏گردند، قرآن مى‏گويد: «قل يحييها الذى انشاها اول مرة، كسى كه روز اول انسان را از خاك آفريد، بر چنين كارى قادر است‏» .اين آيات و مانند آن همه صراحت در معاد جسمانى دارد. آياتى كه مى‏گويد:شما از قبرهايتان بر انگيخته مى‏شويد، نيز به وضوح معاد جسمانى را بيان مى‏كند.  

 


 1-معاد در قران/حسين مظاهري.ص63

لحظه مرگ

لحظه بسيار حساس و خطرناكي است كه آيات و روايات فراواني در زمينه ان سخن گفته اند،كه حتي خوبان هم از آن دلهره و وحشت دارندالبته منافاتي ندارد كه در عين حال كه ترس دارند علاقه هم به لقاء الله داشته باشند. (1)

    وقت احتضار براي كافران بسيار دردناك است. زيرا دلبستگي به دنيا ريشه در وجودشان كرده است و چنان فريفته مظاهر دنيا شده اند،كه به سختي از آن دل مي كنند. اينان هنگام احتضار،ملك الموت را با چهره زيبا و حقيقيش نمي بينند،زيرا معصيت تمامي وجودشان را فرا گرفته و در دنيا غرق شده اند.

   كيفيت جان كندن كافر بدان گونه است كه ملائكه عذاب با تازيانه بر بالين او حاضر مي شوند و بر سر و صورتش تازيانه مي زنند. در همان حال جان او را با چنان شدّتي مي گيرد كه گويي تمام شريان هاي بدن او از چشمش خارج مي شود و آنگاه روح او نيز به مانند ارواح مومنين به آسمان ها برده مي شود مي شود تا در محضر ربوبي حاضر شود.

     از اين رو گاهي به صورت سگ بر ساكنان آسمان عرضه مي شود، گاهي به شكل خوك و گاهي با هويتي ديگر .سرانجام در محضر ربوبي حاضر مي شود.(2)    

قبض روح با كيست؟

قرآن گرفتن روح را در يك جا به خدا نسبت داده و در جاي ديگر همين كار را به فرشتگان نسبت داده است.گيرنده گرفتن اصلي جان ها خداست و ملك الموت و فرشتگان از طرف خداوند مامور اين كارند.بنابراين نسبت جان گرفتن هم به خدا و هم به ملك الموت صحيح است.(3)


1-     معاد/محسن قرائتي/ص109

2-     معاد در قرآن/ حسين مظاهري/ص118

3-     معاد/محسن قرائتي/ص121

عالم برزخ

دليل عقلي و آيات قرآن و روايات اسلامي همه گواهي مي دهند كه روح ما همچنان باقي است و با پوسيده شدن جسد لطمه اي به روح وارد نمي شود و براي خود استقلال و اصالت دارد.(1)

  كلمه برزخ در لغت به چيزي گفته مي شود كه حائل ميان چيزي و چيز ديگري باشداز مردن تاقيامت يك حالتي وجود دارد كه آن حالت فاصله ي ميان زندگي اين دنيا و قيامت است،حائل ميان اين دو است.(2)

مراد از عالم برزخ عالم قبر است،عالمي كه انسان در آن يك نوع زندگي خاصي تا قيامت دارد،ما اين حقيقت را در آيات فراوان و روايات بسيار زيادي كه هم شيعه و سني بيان كرده اند مي بينيم.برزخ دوراني است براي گناهكاران بس وحشت زا و دلهره آور.

همانگونه كه از آيات و روايات مشخص است در شكنجه گاه برزخ عرضه آتش است ولي در قيامت ورود در آتش است.(3)

   


*سوره مومنون آيه100


تا آنگاه كه مرگ هر يك فرا رسد گويد بار الها مرا به دنيا باز گردان تا شايد به تدارك گذشته عمل صالحي انجام دهم.بدون خطاب شود كه هرگز اينگونه نخواهد بود.او اين كلمه را از حسرت تكرار مي كند،ولي ثمري نمي بخشد كه از پي آن ها عالم برزخ استتاروزي كه برانگيخته شود.(4)


  1-     معاد/محسن قرائتي/ص129

2-     معاد /مرتضي مطهري/ص47

3-     معاد /محسن قرائتي/ص133

4-     معاد در قران/حسين مظاهري/ص132

منابع و مأخذ:

1) معاد/استاد مرتضي مطهري/انتشارات صدرا

2) معاد در قرآن/حسين مظاهري/انتشارات شفق- قم

3) معاد/محسن قرائتي/موسسه در راه حق

4) درسهايي از اصول دين(معاد بازگشت گاه جاوداني بشر)/موسسه در راه حق

5) www.fa.wikipedia.org

6)  www.daneshnameh.roshd.ir

7)  www.tebyan.net

 


لينك ثابت نوشته شده در شنبه 1387/09/23ساعت 10:39 توسط گروه معارف